الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

26

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

جدا گردد بواسطه آنكه هر كس از شيعيان كه بد طينت باشد و نفاقى در او احساس شود در موقعى كه استخلاف و تمكين و امر منتشر هويدا گردد از دين بيرون رود . مفضل گويد عرضكردم يا ابن رسول الله اين نواصب گمان كنند كه اين آيه « 1 » در باره ابو بكر و عمر و عثمان و على نازل شده است فرمود نه خدا دلهاى ناصبان را هدايت نكند در چه زمانى بوده است كه دين خدا پسند و مورد رضايت رسول ( ص ) پا برجا بوده است و فرمان خدا در ميان امت منتشر بوده و ترس در دلها نبوده و شك در سينه‌ها وجود نداشته ، در عهد كدام يك آنان چنين بوده و يا در عهد على عليه السلام با اينكه مسلمانان از دين برگشته و فتنه هائى كه در دوران آنها بپاخواست و جنگهائى كه ميان آنان و كفار بوقوع پيوست و امام صادق عليه السلام اين آيه را تلاوت فرمود ( در سوره يوسف 110 ) تا آن كه رسولان نوميد شدند و گمان بردند كه تكذيب شدند يارى ما براى آنها رسيد . اما داستان عبد صالح مقصودم خضر عليه السلام است براستى خداى تبارك و تعالى او را براى نبوتش يا كتابى كه بوى فرستاده بود يا شريعتى كه به او داده و شرائع پيش از آن را نسخ كرده باشد يا براى مقام امامتى كه لازم باشد بندگانش از او پيروى كنند تا براى لزوم اطاعت او طول عمر نداده است بلكه چون در علم خدا گذشته بود كه عمر قائم عليه السلام در دوران غيبتش طولانى خواهد شد تا به جائى كه بندگان او باور نكنند و انكار نمايند خدا عمر خضر را طولانى كرد و هيچ سببى نداشت جز آنكه از طول عمر او استدلال شود به طول عمر قائم و بدين وسيله حجت معاندان و مخالفان منقطع شود تا براى مردم بر خدا حجتى نباشد .

--> « 1 » مقصود اشاره به آيه 55 سوره مباركه نور است كه ميفرمايد خدا به كسانى كه گرويدند و كار نيك كردند وعده داده است كه آنها را جانشين زمين كند و به آنها قدرت دهد تا دينى را كه برايشان پسنديده عملكننده ترس و وحشت آنها را بدل با من كند تا مرا بيگانگى بپرستند و هيچ چيز را شريك من نگيرند ) مضمون اين آيه در ضمن بيانات گذشته ذكر شده و در اينجا بدان اشاره گرديده است .